اشعار تبالیده

اشعار فارسی و بلوچی مجیب الرحمن تبالیده

اشعار تبالیده

اشعار فارسی و بلوچی مجیب الرحمن تبالیده

۲۷ مطلب در تیر ۱۳۹۴ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

استادریاضی

باز







y x






،




log


0/0 ( )


x y ،
باد..
  • مجیب تبالیده
  • ۰
  • ۰

مست وهشیار

: ،
: ! ؟
:
:
: ؟!
:
:
:
:
:
:
: ِ
:
:
:
:
: « 2 »
: !
: ،
  • مجیب تبالیده
  • ۰
  • ۰

سرقت خر.

دزدی خر .ﺷﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﺯﺩﯼ ﺯﺑﻞ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ.

ﺭﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﻃﻮﯾﻠﻪ ﺧﺮ ﻣﺶ ﺭﺟﺐ.

ﺭﺟﺐ ﺗﺎ ﮐﻪ ﺷﺼﺘﺶ ﺧﺒﺮﺩﺍﺭ ﺷﺪ.

ﺟﻬﺎﻥ ﭘﯿﺶ ﭼﺸﻤﺶ ﺷﺐ ﺗﺎﺭ ﺷﺪ.

ﺩﺭﻭﻥ ﻃﻮﯾﻠﻪ ﺩﻭ ﺯﺍﻧﻮ ﻧﺸﺴﺖ.

ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻡ ﻓﻬﺶ ﺑﺴﺖ.

ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ ﺗﻘﺼﯿﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻮﺳﺖ.

ﮐﻪ ﻗﻔﻞ ﻃﻮﯾﻠﻪ ﻧﺒﺴﺘﯽ ﺩﺭﺳﺖ.

ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ ﮔﯿﺮﯾﺪ ﻣﻌﻤﺎﺭ ﺭﺍ.

ﺑﻨﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺭﺍ.

ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ ﺗﻘﺼﯿﺮ ﺍﺯ ﺷﻬﻨﻪ ﻫﺎﺳﺖ.

ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﺮ ﭘﺎ ﭼﻨﯿﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎﺳﺖ.

ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ ﻧﻪ ﺑﻮﺩﻩ ﺗﻘﺼﯿﺮ ﺧﺮ.

ﭼﺮﺍ ﭼﻮﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﺍﮔﺮ ﻋﺮ ﻭ ﻋﺮ.

ﻭ ﯾﺎ ﺟﻔﺘﮏ ﻭ ﮔﺮﺩ ﺧﺎﮎ

ﻣسلم ﮐﻪ ﺁﻥ ﺩﺯﺩ ﻣﯿﺰﺩ ﺑﻪ ﭼﺎﮎ.

ﺷﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻏﯿﺾ ﻣﺶ ﺭﺟﺐ.

ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﯾﺎﺍﻟﻌﺠﺐ.

ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﻪ ﻧﻮﻋﯽ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ 

ندیده توقاضی نشو ازحدیث خلایق . به حس ملون به حس و سلایق .

  • مجیب تبالیده
  • ۰
  • ۰

 ﻣﺮﻍ ﻭ ﺧﺮﻭﺳﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﯿﺮ ﻭ ﺧﻮﺷﯽ

ﻋﻘﺪ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺷﺪﻩ

ﺍﻭﻝ ﻣﺎﻩ ﻋﺴﻞ ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ

ﺭﻭﯼ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺩﻩ

ﮐﺎﺭﮔﺰﺍﺭﯼ ﺯ ﺍﺩﺍﺭﺍﺕ ﺷﻬﺮ

ﺍﺯ ﺑﺪﯼ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺁﻥ ﺟﺎ ﮔﺬﺷﺖ

ﻫﻤﭽﻮ ﮐﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺑﻪ ﻣﺮﻍ

ﭼﺸﻢ ﻭﯼ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﻭ ﺧﯿﺮﻩ ﮔﺸﺖ

ﮔﻔﺖ ﮐﻪ : ﺍﯼ ﻣﺮﻍ ﺗﭙﻞ ، ﺧﻮﺷﮕﻠﻢ

ﮐﺸﺘﻪ ﻣﺮﺍ ﻫﯿﮑﻞ ﺭﻋﻨﺎﯼ ﺗﻮ

ﺟﻤﻠﻪ ﮐﻮﭘﻦ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ

ﺑﺎﺩ ﻓﺪﺍﯼ ﻗﺪ ﻭ ﺑﺎﻻﯼ ﺗﻮ

ﮔﺮ ﺑﺮﺳﺪ ﺑﺮ ﺑﺪﻧﺖ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ

ﺟﺎﻥ ﮐﻨﻢ ﺍﯼ ﻣﺮﻍ ﺑﻪ ﻗﺮﺑﺎﻥ ﺗﻮ

ﮔﺎﻩ ﺧﻮﺭﻡ ﺳﯿﻨﻪ ﯼ ﭼﺎﻕ ﺗﻮ ﺭﺍ

ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺑﮑﺸﻢ ﺭﺍﻥ ﺗﻮ

ﭼﻮﻥ ﮐﻪ ﺷﻨﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﻣﺘﻠﮏ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺍﻭ

ﺯﺩ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺷﻮﻫﺮ ﺧﻮﺩ ، ﻧﻮ ﻋﺮﻭﺱ

ﮔﻔﺖ : ﭼﺮﺍ ﺑﯽ ﺭﮒ ﻭ ﺑﯽ ﻏﯿﺮﺗﯽ

ﺧﺎﮎ ﺩﻭ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺳﺮﺕ ﺍﯼ ﺧﺮﻭﺱ

ﺍﺯ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺭﺍﻩ ﺯﻧﯽ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ

ﮐﺎﺵ ﮐﻪ ﻣﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ

ﺗﻮ ﻣﺜﻼ ﻣﺮﺩ ﻣﻨﯽ ؟ ﺑﯽ ﻭﺟﻮﺩ

ﺍﻭ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﺳﯿﻨﻪ ﻭ ﺭﺍﻥ ﻣﺮﺍ؟

ﮔﻔﺖ ﺧﺮﻭﺱ ﺍﯼ ﺯﻥ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻣﻦ

ﺯﯾﻦ ﺳﺨﻦ ﺍﻭ ﺭﺍﻩ ﮐﺠﺎ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ؟

ﭼﻮﻥ ﮐﻪ ﻧﻨﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ

ﺗﺨﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ ﺧﻮﺭﺩ

  • مجیب تبالیده
  • ۰
  • ۰
با هدف انتشار اشعارف خودم .بنده وبلاگی به اسم خود راه اندازی نمودم ..امیدوفارم بتوانم اندوخته ها وسروده های بلوچی وفارسی مورد پسند ادب دوستان واقع گردد.
  • مجیب تبالیده
  • ۰
  • ۰

شعرحافظ

الایا ابها الساقی ادرکاسا وناولها   ////////    که عشق اسان نموداول ولی افتاد مشکل ها                        

به بوی نافه ایی کاخرصبا زان طره بگشاید ////////زتاب جعدمشکینش چه خون افتاد دردلها

مرادرمنزل جانان چه امن عیش //////////جرس فریادمیداردکه بربندید محمل ها

همه شب کارم زخودکامی به بدنامی رسید /////////نهان کی ماند رازی کزان سازند محفلها

شب تاریک وبیم موج وگردابی چنین هایل ////////// کجادانندحال ما سبکباران ساحل ها 

حضوری گرهمی خواهی ازوغافل مشو حافظ///////////متی ماتلق من تهوی دع الدنیا واهملها

.......... وزن مفاعیلن 

  • مجیب تبالیده
  • ۰
  • ۰

این متن دومین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد.

زکات علم، نشر آن است. هر وبلاگ می تواند پایگاهی برای نشر علم و دانش باشد. بهره برداری علمی از وبلاگ ها نقش بسزایی در تولید محتوای مفید فارسی در اینترنت خواهد داشت. انتشار جزوات و متون درسی، یافته های تحقیقی و مقالات علمی از جمله کاربردهای علمی قابل تصور برای ,بلاگ ها است.

همچنین وبلاگ نویسی یکی از موثرترین شیوه های نوین اطلاع رسانی است و در جهان کم نیستند وبلاگ هایی که با رسانه های رسمی خبری رقابت می کنند. در بعد کسب و کار نیز، روز به روز بر تعداد شرکت هایی که اطلاع رسانی محصولات، خدمات و رویدادهای خود را از طریق بلاگ انجام می دهند افزوده می شود.

  • مجیب تبالیده