اشعار تبالیده

اشعار فارسی و بلوچی مجیب الرحمن تبالیده

اشعار تبالیده

اشعار فارسی و بلوچی مجیب الرحمن تبالیده

  • ۰
  • ۰

رییس نمونه

به دنسر مدیری گرانمایه بود..
که غمخوار طلاب هرپایه بود...
نه اهل ریا ونه مردغرور.....
جوانی صمیمی نه اهل زر وزور....دوچشمش پرازاشک ودل ریش ریش....
که خوردی غم کارمندان خویش....
اتاقش نه مخزن راز بود.....
که در ان به روی همه باز بود....
نگویی مرا ازنشانش بگو....
چه گویم ندارم نشانی ازاو...
نشان طلایی زمردانگی
...
نبوداو جوانی ز درماندگی
  • ۹۴/۰۴/۰۶
  • مجیب تبالیده

نظرات (۱)

سلام دوست عزیز مطالبتون عالیه موفق باشید.

مسعود رضایی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی